تمایز و زندگی بدون دینThis is a featured page

تمایز و زندگی بدون دین
(Pdf)
نارین محمدی
در دنیایی که آن را سیاست های تبعیض جنسیتی حاکمیت می کند، طبیعی است که جنبش زنانه یا مردانه هم شکل بگیرد. این هم که واضح و مشخص است که سیستم حاکم در دنیا مردسالارانه است و اگر زنانی هم بخواهند در این سیستم قدرتی داشته باشند باید خصوصیات مردانه ای به خود بگیرند تا پایدار بمانند. این در نوع خود نه خوب است نه بد. مسئله این است که این ساختار و این تعریف تا چه حدی توانسته است به انسانها آزادی فردی را بیاموزد. این مهم نیست که حاکمیت را چه جنس یا چه نژادی برعهده دارد، مهم این است که آیا می تواند شرایطی برابر را برای کل بشر فراهم آورد؟ آیا می تواند به انسانها بیاموزد که مسئول اعمال خود باشند؟ آیا می تواند یا توانسته اثبات کند که نژاد پرستانه نیست؟
دنیای انسانی ما به طرز عجیبی عجیب است. فکرش را بکنید ما انسانها همه از نظر ژنتیکی و فورم ساختاری مثل هم هستیم اما به طرز وحشتناکی از هم متنفریم. اگر فیلم آپوکالیپتو[1] را دیده باشد، فکر می کنم که شما هم تا حدودی این را قبول خواهیذ کرد که این فرهنگ هنوز به نوعی در بسیاری از جاها ساختارش را حفظ کرده است اما شکل آن تا حد زیادی تغییر کرده است. این فیلم قبایل سرخپوست آمریکا را به نمایش می گذارد که چگونه همدیگر را قصابی می کنند و بهتر است اگر این فیلم را ندیده اید حتماً آن را ببینید. سفید پوستها وقتی با آنجا رفتند و آن وضعیت اسفناک را دیدند بهترین کاری که می توانستند انجام دهند این بود که همه آنها را که به آدم خواری مشغول بودند قلع و قمع کنند، اما آیا واقعاً ما امروزه از شر این شکل فرهنگ خلاص شده ایم؟ شاید بگویید که زیادی تند رفته ام و در پاسخ این سئوال بگویید: "بله البته که تغییر کرده ایم و آنهایی که دارای چنین ساختاری بودند ما نبوده ایم بلکه نسل انسان های بدوی بوده اند." بله این درست. اما شما خود و فرهنگتان را با توجه به کجا قضاوت می کنید؟ به نسبت کشور خودتان؟ شهرتان؟ بیائید دنیا را از محدوده زندگی مان فراتر ببریم ببینیم آیا از اعمال شنیعی که گونه انسانی که همنوعان ما هستند، انجام می دهند شرمگین نخواهیم شد؟ بیائید کمی وسیع تر بنگریم. به کابل عمیقاً نگاه کنید، به بغداد، به آفریقا، به ایران،و ...، به عشیره نشین هایی که شکم زن حامله[2] عشیره مخالف را به خاطر احساس برتریشان پاره می کنند و جنین را بر نیزه کرده و در میدان محل می گردانند. به آفریقایی هایی که آلت تناسلی دخترانشان را قفل می زنند و کلید آن را با شوهرش به گور می فرستند، به پدری که فرزند پنج ساله خود را در سرمای زمستان روی تشک خیس و در سایه با دست و پای بسته می خواباند و با سیگار بدنش را داغ می کند و او را با بیل آنقدر می زند تا با بدنی شکسته و نابود شده بمیرد[3]، به گروههای افراطی که گروههای غیر مسلمانی چون ایزدیها را با شعار الله اکبر در مدت زمان زیادی در قالب شکنجه تیرباران می کنند و به همین افراطیانی که یک هفته پیش چند نفر همجنسگرا را سوزاندند[4]، به حاکمانی که به خاطر ایده ظهور نیروهای غیبی شان بمب اتمی می سازند و همیشه احساس می کنند نیروهای غیبی هدایتشان می کند، به مسلمانانی که در حج هایشان گوسفندانی را که می تواند غذای یک ماه آفریقایی ها باشد قربانی کرده و دور می ریزند. آری بیائید به اینها هم نگاه کنید. آیا دردناک نیستند؟
همه اینها فجایعی به هم پیوسته اند که همه ما انسانهای متمدن در بروز آنها سهیم هستیم. همه این اتفاقات و حتی بیشتر از آن هم در این کره خاکی محدود رخ می دهد و به نظر همه هم خیلی غیرعادی هستند. واقعاً مسئول همه این فجایع چه کسی یا کسانی هستند؟ ظاهراً که همه احساس ناخوشایندی حتی نسبت به شنیدن این اخبار داند، اما آیا واقعاً اگر شما در مقام یا جای آن عشره نشینی بودید که بر اساس اصول فرهنگی اش رفتار می کند، همین کارها را نمی کردید؟ آیا تا به حال از خود این سئوال را پرسیده اید و اگر پرسیده اید چقدر با خود روراست بوده اید؟
البته فکر نکنید که من خود را استثنا قرار می دهم، چرا که بارها خود را نیز با این پرسش ها روبرو کرده ام و اگر می خواهید بدانید پاسخ من چیست تعجب نکنید ولی جوابم این است که، خب، معلوم است من هم همان کاری را می کردم که آن قبیله نشین می کند. و واضح است که اگر شما هم در آن شرایط آموزش ببینید از این کار لذت خواهید برد. پس لطفاً این طور تصور نکنید که در آن شرایطی که هستید بلند شده و به میان آنان بروید و بعد خود را جای آنان فرض کنید،بله، فرض کنید از همان بدو پیدایشتان در آنجا بوده اید.
در بحث هایی که در مورد سیستم مردسالار و حقوق زنان در جمع دوستانم مطرح می شود برخی از آنان معتقدند که سیستم حاکم باید یک سیستم منطقی باشد نه احساسی. مردها منطقی تر از زنان هستند پس به همین دلیل آنان برای مدیریت سیستم مناسب ترند. بعضی هاشان هم که معتقدند زنان نماد لطافت و مردان نماد خشونت اند، پس زنان بهتر هستند. دغدغه من در اینجا این نیست که همچون یک فمینست افراطی بگویم که:" بله باید مدیریت سیستم برعهده زنان باشد"، دغدغه من مشکل اساسی بشر در حاکمیت است نه اینکه کدام جنس برای رهبری بهتر است. ولی آیا واقعاً این سیستم حاکمیتی مردسالارانه منطقی است؟ اگر منطق این است که ببخشید اجازه دارم بگویم منطق وحشتناک تر از هرگونه احساسی است که آن را بر اساس ضعف معیارگذازی می کنند.
با این اوصاف باید راه را برای رباط ها و کامپیوتر ها خالی کرد چرا که آنها بهتر از ما موجودات بشری هستند. لااقل نه احسای اند نه منطقی.
البته همه اینها در قالب بحث می ماند و دردی را دوا نمی کند. مسئله مهم این است که دریابیم برای حل این مشکلات تا چه حدی باید پراکتیزه بود و تا چه حدی تئوری کارساز است؟
در اینجا ابتدا به مسئله دین می پردازم.
من در اینجا بیشتر با استناد بر اسلام بحثم را ادامه می دهم. برای اینکه من در یک جامعه اسلامی زندگی می کنم و با ان بیشتر آشنا هستم. پس اگر زیاد به ان انتقاد می کنم به این معنا نیست که دیگر ادیان بهتر هستند.
دین یر اساس تمایز بنیانگذاری شده است. از همان اسطوره ای که در آن آدم و حوا از میوه ممنوعه خوردند تفاوت و تمایز جنسیتی آغاز شد. وقتی در یک ساختار همه چیز دوتا دوتا از هم متمایز می شوند، جنگ بر سر قدرت هم خودبخود شکل می گیرد. دراینجا می گویم دین اساسش تمایز است برای اینکه ادیان آسمانی این را در بطن خود دارند و برای بقای خود به تمایز نیاز داشته اند. این امر شاید در کوتاه مدت موفقیتی برای مبلغان و حاکمان دینی به همراه داشته است اما در دراز مدت نتیجه اش را ما امروز می بینیم که دنیا درگیر تبعیض نژادی و قومی و ملی شدیدی است. تمایز زن-مرد، خودبخود برتری و کهتری، من کورد تو عرب، تو غربی من شرقی، من زرد تو سیاه و غیره را به همراه داشته است. بر این اساس در ساختار جهان ما با اشکال مختلف و مشترکی از تمایزات درگیر هستیم که ساختار تمدن نیز از آن نشأت می گیرد. بر این اساس به نظر من اگر انسانها می خواهند برای رفع تبعیض تلاش جدی بکنند در ابتدا باید برای از بین بردن اسطوره های دینی تلاش کنند. این موفقیت در نوع خود تا حدود زیادی ساختار قدرت را هم تحت تأثیر قرار می دهد تا جایی که دیگر نیروهایی را در رأس قدرت نخواهیم دید و بهتر بگویم دیگر اصلاً نیازی به قدرتی هم نخواهد بود تا در رأسی قرار گیرد. وقتی که بشر بدون آموزشهای دینی پرورش یابد مسلماً مفهوم جنگ و قدرت تغییر خواهد کرد و دیگر نیازی نیست تا در مقابل آن مفاهیمی چون صلح و برابری و حقوق من و تو و غیره شکل بگیرند. این مفاهیم زمانی که نیرویی در مقابل بقیه ادعای برتری و قدرت طلبی نداشته باشد شکل می پذیرد. البته یک نکته مهم را هم اشاره کنم آنهم اینکه در هر حال ما نباید برای فروریختن ساختار قدرت تلاش کنیم بهتر است برای این تلاش کنیم که با بالا بردن سطح آگاهی و اقتصادیمان در ساختار قدرت نفوذ کرده و مردم همه از این نظر هم سطح شوند چراکه بر هم زدن قدرتی و نشاندن قدرتی دیگر نه تنها هیچ کدام از مشکلات موجود را حل نخواهد کرد بلکه بر مشکلات افزوده تر خواهد شد همچنانکه در تمام دنیا می بینیم و این اواخر هم در عراق و افغانستان و ... دیدیم.
فکرش را بکنید اگر فرهنگ بشر بر اساس تبعیض و برتری نبود تاکنون به چه پیشرفتهای عظیمی دست پیدا کرده بودیم مسلماً جمعیت بشر هم تا آن حدی رشد می کرد دیگر نیازی به تشکیل طبقات مختلف نبود. پس می توان این نتیجه را هم گرفت که جنگهای بزرگی چون جنگهای صلیبی و جهانی و غیره شکل نمی گرفت. به کتب آسمانی نگاه کنیم ، در گفته های نمایندگان خدا بر روی زمین می بینیم که بشر در آنجا که می بایست به آگاهی برسد، اشتباهاً به خداهایی می رسد برای اعمال کنترل بر خود و این امر در ادیان با افراط زیادی گسترش می یابد و تمایزات آشکارا بوسیله پیامبران بر مردم تحمیل می شود.
به عنوان مثال به این آیه نگاه کنید:
“يا اَيُهاَ الّذينَ آمنُوا لايَحّلُ لَكثمْ انْ تَرثُوا الّنساء كَرْهاً وَ لاتَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضٍ ما آتَيْتُمُوهنَّ الا أنْ يأتينَ بفِاحِشَةٍ مُبَيِنّة عاشروُهُنَّ باْلَمعْروُفِ”
اي گروه مؤمنان جايز نيست به اجبار و اكراه ارث زنان را از آن خود سازيد يا آن‌ها را در بند و اسارت نگاه داريد تا قسمتي از مهريه خود را به شما واگذارند. با آن‌ها نيك رفتار باشيد”.
عبارت: اَلّرجالُ قَوّامُونَ علَي الَّنساء، (مردان فرمانروايند بر زنان)
و اين آيه 34 ازسوره نساء اين اصل را برقرار مي‌كند كه زن و مرد در تمام حقوق مدني مساوي نيستند. در همين آيه دليل تسلط و سيادت بر زن به طور اجمال ذكر شده است:[5]
بِما فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلي بَعْضٍ و بِما اَنْفَقُوا مِنْ اَمْوالِهِمْ
به دليل اين كه خداوند افراد بشر را غير متساوي آفريده بعضي را بر بعض ديگر برتري داده است.
این امر مختص به دینی خاص اسلام نیست. هر سه دین ابراهیمی وجه مشترکی دارند و اگر در دیگری مسئله تبعیض مثلاً زن و مرد نیست، در آنجا چیز دیگری است همچون این دینی و آن دینی. مثلاً در یهودیت چون دین از طریق مادر به ارث می رسد پس کشتن زنان جایز نیست ولی در اینجا دیگر کسی نمی تواند یهودی شود چون دین برتر و خاصی است.
ما این امر را در ادیان غیر ابراهیمی هم شاهد بوده ایم، مثلاً در ئیزدیها؛ در میان آنها هم با توجه به قوانین دینی شان ازدواج یک زن ئیزدی با یک غیر ئیزدی حرام است و وی باید سنگسار شود همچنانکه نمونه اش را به طرز وحشیانه ای در سال 2007 در کوردستان عراق دیدیم.(کشتن دعا). آتها هم به نوبه خود بر مسلمانان احساس برتری می کنند و برای اینکه جمعیتشان کم و دینشان هم ارثی است، از طرف مسلمانان افراطی مورد خشونت قرار می گیرند.
ایده خدای واحد با شکل گیری ادیان و شکل دادن وحدت ملی نه تنها نتوانسته است وحدتی را در بین بشر بوجود بیاورد، بلکه بر حدت و شدت عدم وجود آن افزوده است. اینکه هر دینی برای اثبات ایده شان که کدامیک در تعریف خدای واحد موفق ترند خود اختلافات عمیقی را بدنبال داشته است که امروز هم همچنان ادامه دارد.
توجه داشته باشید مثلاً در اسلامی که برای وحدت و برادری تلاش می کرد و می کند، ما با تناقضات شدیدی روبرو بوده ایم .
مثلاً علی دشتی در کتاب "بیست و سه سال[6]" آورده است که:
علاوه بر اين يك وجه مشتركي نيز ميان مسلمانان و يهوديان بود، هر دو از شرك و بت‌پرستي متنفر بودند و هر دو به سوي يك قبله نماز مي‌گزاردند. تا هنگامي كه مسلمانان ضعيف بودند حادثه‌اي روي نداد. فقط يك سال و نيم پس از هجرت، حضرت محمد قبله را تغيير داد و آن را از مسجدالاقصي به كعبه برگردانيد كه خود اين قضيه باعث اعتراض يهوديان گرديد و آيه 177 سوره بقره در جواب آنان نازل شد:
“لَيْسَ اْلبَّر اَنْ تُوَلّوُا وُجُوِهَكُمْ قبَلَ اْلمشَرقٍ وَ اْلَمغْربِ وَ لكنَّ اْلِبّر مَنْ اَمَنَ بِاللهِ وَ اْلَيْومِ اْلاخَرِ…”
(نيكي آن نيست كه روهاي خود به سوي مشرق و مغرب كنيد، نيك آن
كس است كه به خدا و روز جزا و فرشتگان و كتاب‌هاي آسماني و پيغمبران ايمان دارد)
در این آیه صراحتاً می گوید که: "نيك آن كس است كه به خدا و روز جزا و فرشتگان و كتابهاي آسماني و پيغمبران ايمان دارد" اما آيا واقعاً هرکدام از این ادیان دیگری را نیک می پندارد؟ در اینجا خود با تناقض شدیدی بر می خوریم که در خود انواع مختلفی از تمایز را دارد که البته قابل ذکر است که بشر تا وقتی که ضعیف است ادعای برادر و برابری می کند اما همین که قدرت می گیرد مفاهیم عوض می شود.
انگار تمایز در خون و گوشت بشر است. نمی تواند به هیچ شیوه ای از آن دست بردارد. هر روشی را که تاکنون برگزیده است در خود تناقض را داشته است. آنهم تناقضاتی غیر عقلانی که نتیجه آن را ما امروزه در فروش بالای انواع اسلحه ها در کارخانه های اسلحه سازی می بینیم.[7]
همه اینها نشان می دهد که بشر همچنان در حالت توهم به سر می برد و انگار پیشرفتهای علمی در این زمین مادی برای گسترش ایده های غیر مادیست! ایده های غیر مادی که برای اثبات خود چاره ای جز پناه بردن به اسلحه ندارد و بسی جای تأسف است که انسانها ا با وجود تاریخ پرسابقه موفقیت های علمی بدون جنگ و خونریزی، هنوز دست از جنگ ایده های پر از تناقضش بر نمی دارند. در این میان می بینیم که حاکمیت گروهی بر گرو ه دیگر در قالب نژاد خود را نشان داده و ناچاراً گروه ها برای رهایی از چنگ گروه حاکم، دست به نارضایتی و خواست حقوق مساوی می شود. و در این میان جنبش ها شکل می گیرند و این تبعیض ها را زنان در تمامی دنیا فریاد می کشند و خواهان رفع آنها می شوند و این موفقیت را در بر داشته است که 8 مارس روز اتحاد تمامی زنان مورد ستم واقع شده، می شود و در این روز ما فریادی مشترکی را در تمانی نقاط جهان می شنویم که خواستار لغو نابرابریهاست. اما به نظر من زنان در مقابل این اگر می خواهند زودتر به هدفشان برسند باید ایده های مذهبی را از ذهنشان بیرون ریخته و با دیدی نو در مقابل نابرابریها بایستند. چراکه در دنیایی که آن را هنوز اسطوره های دینی حاکمیت می کنند، نمی توان به برابری رسید. نمی توان تمایزات را از بین برد مگر اینکه حاکمیت دینی از بین برود و از همه مهمتر زنان بر این امر آگاهی یابند و فارغ از ایده های دینی و مذهبی قدم در عرصه مبارزات بگذارند. به این امید که ما دیگر به فرزندانمان آموزش دینی ندهیم، بلکه به آنان بیاموزیم که باید آزاد بود و هیچکس بر دیگری برتر نیست.





[1] - آپوکالیپتو، به کارگردانی میل جیپسون
[2]- C. W. Dugger, "Religious Riots Loom over Indian Politics," New York
Times, July 27, 2002. See also P. Mishra, "The Other Face of Fanaticism,"
New York Times Magazine, Feb. 2, 2003, pp. 42-46.
[3] - این خبر رادر www.radionawa.comببینید.
[4] - نگاه کنید به http://www.zandiq.com/fa/video/?p=115
[5] - بيست و سه سال، علی دشتی، علي دشتي ، نشر نيما – اِسِن آلمان، ژانويه 2003
-[6] بيست و سه سال ،علي دشتي ، نشر نيما – اِسِن آلمان، ژانويه 2003
[7] - به عنوان مثال به این مقاله نگاهی بیاندازید. "بنا برگزارشاتی که منتشر شده است قرار است آمريکا معادل 60 ميليارد دلار تسليحات به خاورميانه تزريق کند. سلاح هابسيار پيشرفته اند. مثلا بمب افکن هايی که با ماهواره هدايت ميشوند و توانايی آنها امتحان شده، برای نمونه بنا برگزارش بی بی سی همين نوع هواپيما ها 4500 بمب روی افغانستان و 6500 بمب روی عراق ريخته اند و چنانکه از ميزان ويرانی ها هويداست، بسيار موفق بوده اند. در اين مجموعه آخرين مدل جنگنده های هوايی و کشتی های جنگی نيز جاگرفته اند".( برای اطلاعات بیشتر به این ادرسها مراجعه کنید: http://www.roshangari.com/as/ds.cgi?art=20070802034316.html
http://www.iranian.be/news/2006/05/001968.htm
http://www.iranian.be/news/2005/08/001034.htm



peacefulplanet1
peacefulplanet1
Latest page update: made by peacefulplanet1 , May 19 2008, 10:10 AM EDT (about this update About This Update peacefulplanet1 Edited by peacefulplanet1

9 words added

view changes

- complete history)
More Info: links to this page
There are no threads for this page.  Be the first to start a new thread.
Adobe Portable Document Format Narin00.pdf (Adobe Portable Document Format - 124k)
posted by peacefulplanet1   Mar 8 2008, 4:58 AM EST
This attachment has no description.