خطر پهلویزاسیون اپوزوسیون جمهوری اسلامی
آرش دکلان
در این مقاله بسیار کوتاه به نقد روندی میپردازم که بنظر میرسد برای اپوزوسیون نظام جمهوری اسلامی در حال رخ دادن است. در دوران انقلابی که در نهایت به اسلامی شدن رژیم حاکم بر ایران ختم شد و عوامل این امر را در مقالهام "به مناسبت انقلاب اسلامی"
[1] تشریح کردهام، رادیو بیبیسی نقش حامی نظام جمهوی اسلامی را بازی میکرد. حتی به یاد دارم که تا سالها بعد از به اصطلاح پیروزی انقلاب رادیو بیبیسی همچنان سخنرانی تاریخی آیتالله خمینی در بهشت زهرا را که در آن حتی نمیدانست باید از عبارت "به پشتیبانی این ملت" استفاده کند، به مناسبت 22 بهمن و یا آنچه که در ایران به دهه فجر معروف است، پخش میکرد. هرچند همه اینها فقط تا قبل از فروپاشی شوروی سابق بود. به محض فروپاشی شوروی سابق دیگر خبری از آن آهنگها و پخش کردن سخنرانیها نبود و نیست. اکنون بنظر میرسد که نظام جهانی پردهدرتر و بیمحاباتر از گذشته با گستاخی تمام اهداف و تمنیات خود را آشکارتر به زبان میراند. امروزه این صدای آمریکا یا همان VOAمعروف در حمایت از رژیم سابق و جناب پهلوی حاضر، هیچ پردهپوشی هم نمیکند. گویا نظام کاپیتالیستی از قدرت خود اطمینان داشته و واقف گشته است که "دموکراسی" و "حق حاکمیت مردم بر سرنوشت حویش" چیزی جز لفاظی برای کسب قدرتی نیست که بعد از آن قرار است تمام این لفاظیها برای همیشه در حد شعارهای تبلیغاتی برای فراخواندن مردم به پای صندوقهای رأی باقی بمانند.
ریشههای سرطانی فرآیندی که آن را پهلویزاسیون مینامم میرود که به نحوی بسیار خزنده تمام اپوزوسیون را با شاخ و برگش سمی کند. فرآیند پهلویزاسیون فرآیندی است که طی آن تمام شاخههای اپوزوسیون نظام جمهوری اسلامی که برای همصدا شدن به یک عامل اتحاد نیاز دارند بتدریج دور جناب پهلوی حاضر که ادعای تاج و تخت پدرش را دارد جمع میشوند. شاید این جریان امروزه فقط برخی از شاخههای اپوزوسیون را فتح کرده باشد، اما به محض اینکه یک شاخه را جذب کرد، خود این عمل جذب نقش کاتالیزوری را ایفا خواهد کرد که بقیه واکنش را سریعتر به پیش خواهد برد. اما چرا پهلویزاسیون یک خطر است؟
من در مقالات متعددی از جمله در قسمت دوم "آیا علم نوعی دین است"
[2] به حد کافی راجع به اینکه واقعیت چیست صحبت کرده و نشان دادهام که واقعیت یک امر علیالاصول اجتماعی است. لذا دروغ و فریب که عواملی مخالف و ضد اجتماع هستند به راحتی به تسلط یک نظام دیکتاتوری ختم میشوند. دروغ فرآیندی است که طی آن یک نظام سیاسی سعی میکند تفسیر خود از وقایع را –مهم نیست که خود این نظام این تفسیر را قبول داشته باشد یا نه- با ابزارهای قدرت به مردم بقبولاند. اما جناب پهلوی حاضر که خود را وارث تاج و تخت میداند آیا هیچگاه راجع یه شخصیت واقعی پدر و پدربزرگش حرفی خواهد زد؟ آیا هیچگاه او خواهد گفت که پدرش شخصیت ضعیف، ترسو و بزدلی داشته که در دو حادثه بسیار حساس و بحرانی در سال 1332 و در سال 1357 کشوری را که در مصاحبهاش با اوریانا فالاچی ادعا میکرد برای متمدن کردن آن مأموریت الهی اشته و خواب "امام علی" را دیده است، به راحتی ترک کرد؟ من در مقالهام "به مناسبت انقلاب اسلامی" به اندازه کافی راجع به این موارد حرف زدهام. آیا او هیچگاه حاضر است که بپذیرد یکی از بانیان اصلی این رژیم حاضر که بر کشوری به نام ایران حاکم است پدربزرگش است؟ آیا او هیچگاه به سیاستهای پانفارسیستی پدربزگش و نیز پدرش انتقاد میکند؟ آیا او اعتراف میکند که این پدر ضعیف، ترسو و بزدلش با آن شخصیت خود محور و نارسیستیش بود که ارتش را به کام رژیم جمهوری اسلامی انداخت؟ آیا جناب آقای پهلوی اقرار خواهند کرد که برنامه پدرشان برای "فتح دروازهای تمدن" هیچ تفاوت ماهویای با برنامه آیتالله خمینی برای "فتح قدس" که برای آن میبایست از "کربلا" میگذشت، ندارد؟ آیا ایشان میپذیرند که مراسم "جشن دو هزاروپانصد ساله" هیچ تفاوت ماهویای با شعار "کربلا! کربلا! ما داریم میآئیم" ندارد؟
نظامی که قرار است با این همه دروغ و فریب شروع شود آیا جایی برای حقوق اقلیتها و نیز حاکمیت مردم برسرنوشت خویش خواهد اشت؟
نظامی که سنگبنایش با این همه دروغ و فریب قرار است که ریخته شود، آیا نظامی مانند 1984 جرج اورول نیست که تاریخ را هم عوض میکند؟ تمام تلاشمان بر این بوده است که از شر ناظرهای کبیر به تعبیر مترجم، صالح حسینی، و یا Big Brother به تعبیر خود جرج اورول خلاص شویم، نه اینکه یکی را به جای دیگری بنشانیم. پهلویزاسیون خطری است که ما را در تمام طول تاریخ تاکنون تهدید کرده است. این همان خطری است که کاتوزیان از ان به عنوان چرخه استبداد، شورش استبداد، یاد میکند. (کاتوزیان، تضاد دولت و ملت، بخصوص فصل سوم)
[3]اگر قرار باشد که درمان سرطان به یک سرطان از نوع جدید منجر شود، من همان سرطان قبلی را ترجیح میدهم.
[1] - این مقاله را در آدرس زیر ببینید:
http://lifewithoutgod-farsi.wetpaint.com/
[2] - این مقاله را هم در همان آدرس فوق ببینید.
[3] - محمدعلی همایون کاتوزیان، تضاد دولت و ملت: نظریه تاریخ وسیاست در ایران، ترجمه علیرضا طیب، نشر نی، تهران؛ چاپ دوم 1381.