ردپاي قدرت بر ديوارهاي شهرThis is a featured page

ردپاي قدرت بر ديوارهاي شهر

ژینا مدرس گرجی


هريك از ما شهروندان در هر ساعتي از شب و روز، سوار يا پياده، در خانه ،كوچه، خيابان، محل كار، پارك و... با ديوارها روبرو هستيم و به سادگي از كنارشان رد مي شويم در حالي كه آنها به همين سادگي عمل نمي كنند. اما در این مقاله ديوارها از ديد زيباشناسي و تاثيرشان بر شهروندان هر شهر بررسی می شود.

زيباشناسي يا Asthetics مربوط به مباحث شناخت مفاهيم زيبايي و هنر است كه در گذشته آن را شاخه اي از فلسفه مي دانستند ولي امروزه آميزه اي از فلسفه، روانشناسي و جامعه شناسي هنر محسوب مي شود. زيبايي شناسي جديد فقط به اينكه چه چيزي در هنر زيبا است نمي پردازد، بلكه مي كوشد سرچشمه هاي حساسيت آدمي به صور هنري و ارتباط هنر با ساير عرصه ها را كشف كند (روبين پاكباز/ دايره المعارف هنر/. نشر فرهنگ معاصر/ 78 ص 287).
با توجه به محدوديت زماني وارد جزئيات نمي شوم و به ارتباط اين بحث با ديوارها مي پردازم. اما به راستي هر يك از ما تا چه حد به ديوارها و فضاي اطرافمان توجه داريم و شاهد زيبايي هستيم؟ و يا سعي در زيباسازي داشته ايم؟ اين در حالي است كه همه ي ما آگاهانه يا ناآگاهانه از ديوارها و فضاهاي شهري تاثير مي پذيريم. ديوارها را از دو ديد بايد نگريست: 1- يكي از اجزاي اصلي معماري يعني ديد كاربردي 2- ابزار يا وسيله اي براي اطلاع رساني، زيباسازي و طراحي شهري كه داراي ويژگيها وخصوصيات جنس ، نوع، طرح، رنگ و نوشته هاي ديوار است. براي مثال ديوارهاي بلند، ضخیم و تيره يادآور فضاي زندان براي شهروندان خواهد بود و عواقب روحي، رواني و فكري خاص خود را به جا مي گذارد. نقاشي ديواري Mural يا هنرهاي ديواري در جامعترين تعريف خود دلالت بر نوعي نقاشي دارد كه در ارتباط با معماري و شهرسازي هويت و معنا مي يابد و شامل دو قسمت هنري و دانش و تكنيك است كه باعث ايجاد تاثيرات قوي بصري توام با زيبايي و هماهنگي بين فرم و حركت مي شود. نوشته، طرح، رنگ و نقش ديوارها مي تواند فضايي زيبايي با احساس پويايي، جريان زندگي، و تشويق شهروندان به كار و فعاليت واميدوارانه زندگي كردن با ناراحتي هاي روحي رواني كمتري ايجاد كند و گاه مي تواند فضايي ناپويا با احساسهاي كسل كننده،خستگي از روزمره گي و موثر در آمار بزه كاري و تشديد بيماريها و مشكلات روحي، رواني و فكري باشد.

قدرت و ديوارها:
با مروري به نقاشي هاي ديواري و كاربرد ديوارها در طول تاريخ متوجه ميشويم كه در همه ي آنها يك مشخصه يا فاكتور قابل توجه است و آن مبحث (قدرت) است.
با نگاهي بر آثار روي ديوارهاي به جا مانده از اوايل تمدن بشريت تا كنون در مي يابيم كه در هر دوره و هر نوع قدرتي ، ديوارها در اختيار غالب كردن نوع تفكر، عقيده و سياست خاص آن قدرت بين مردمان خود آن منطقه ،يا كشور و نمايش قدرت يا به عبارت ديگر قدرت نمايي براي ديگر مناطق و ديگر كشورها قرار گرفته است.
با نگاهي دقيقتر در مي يابيم كه اين قدرت ها شامل موارد زير مي شوند :
قدرت مذهبي - ديني به خصوص بودايي ، مسيحيت و اسلام
- انواع اشكال قدرتهاي سلطنتي و پادشاهي
- قدرت جنسيتي كه از آن به عنوان مردسالاري نام مي بريم
- قدرتهاي سياسي امروزه ي هر كشور
- قدرت اقتصادي .
نقوش ديوارهاي به جاي مانده از دوران انسانهاي اوليه و غارنشين حاكي از قدرت شكارچيان و حيوانات بوده و قدرت نيروي جادوگران ، پس از استقرار تمدن ها و دوره هاي پادشاهي ديوارها از نظر نقاشي ، حكاكي و معماري براي نمايش قدرت هر دوره ي حكومتي و تبليغ و اثبات كردن قدرت خود استفاده شده اند كه نمونه هاي به جا مانده را در قالب كاخ ها ، قصر ها ، تالارها و اماكن مذهبي مربوط به هر دوره را مي شود بررسي كرد. مانند تخت جمشيد و طاق بوستان كه مربوط به هخامنشيان و ساسانيان و در دوره ي دين زرتشتي است يا آثار معروف هنرمندان بزرگي همچون ميكل آنژ، رافائل و داوينچي در كليساهاي ي سانتا ماريا ،واتيكان، سيستين و سان پيترو يا اثار رضا عباسي و كمال الدين بهزاد در كاخ ها و مساجد اصفهان در دوره ي صفويه .
در كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه مذهب به نسبت نفوذ كمتري در سياست و قدرت حاكم دارد ، ديوارها در خدمت ديگر قدرتهايي مانند بازار اقتصاد و عقايد و سياست هاي حاكم در آمده كه البته به همان نسبت شاهد نقاشي ديواري هاي مناسب توسط هنرمندان با موضوعهاي آزاد هستيم .
تحولات جريانات سياسي و اجتماعي در نقوش و نوشته هاي ديوارها نقش انكار نا پذيري دارد در اين مورد واضح ترين مثال مربوط به سالهايي مي شود كه در شوروي و مكزيك تفكرات سوسياليستي و ماركسيستي در اوج بودند و هنرمندان نامدار مبارزي همچون ديه گو ريورا و آلورو سيكه ايروس در اين دوره تاثير بسزايي داشتند. آنها نقاشي هايشان را بر ديوارها در ابعاد هاي بزرگ با موضوعات مبارزات طبقاتي وتشويق به اين مبارزه ارائه مي دادند و هنر ديواري را از داخل كليساها و كاخها به ميان مردم در خيابانها و كارخانه ها آوردند كه به حركت مهمي در مردمي كردن هنر انجاميد.
در ايران نيز در سالهاي انقلاب 57 و جنگ عراق ديوارها تحت تاثير اين دو جريان قرار گرفتند و قدرتي كه از آن سخن گفته بوديم ميان مردم به شكل هاي نوشتن شعارهاي طيفهاي مختلف فكري تقسيم شد. بعد از تثبيت دولت و جنگ عراق ، حكومت دستور پاكسازي ديوارها را داد و بسياري از آثار ديواري كه مربوط به قبل از انقلاب بود توسط دولت و گاها مردم پاكسازي شد و در عوض ديوارها با موضوعات ملي مذهبي و ترويج اهداف و عقايد انقلاب و بزرگداشت شهيدان پوشيده شد.
اما سواي اين مباحث هنر جديدي با عنوان هنر گرافيتي در رابطه با ديوارها در حال پا گرفتن است.كه از سال 1999 در امريكا رسميت پيدا كرده اين اصطلاح مربوط به هنري اعتراضي است كه با ابزارهاي مانند اسپري ها و افشانها انجام مي شود.و داراي موضوع هاي اجتماعي سياسي است ، مانند فيلترينگ يا جريانها و اتفاقات سياسي جهان روز، كه بيشتر با نگاهي طنزالود كار مي شود واين شيوه جدا از بحث غير قانوني بودن و گاها بهم زدن نظم فضاي شهري، اما هنري كاملا جوان و مردمي با زباني ساده است.

ديوارها و زنان

آيا زنان همان احساس را نسبت به ديوارها دارند كه مردان دارند؟
اگر از ديد زيبا شناسي و جامعه شناسي به اين مسئله نگاه كنيم قطعا جواب منفي است.
زنان در ميان ديوارهايي متولد مي شوند و زندگي مي كنند كه همه ساخته و پرداخته ي مردان و طبق معيارهاي انها است و مردان مالك انها هستند.
با در نظر گرفتن اين مسئله زنان هيچگاه احساس نزديكي، مالكيت و امنيت نسبت به شهر و ديوارها نمي كنند جنس، رنگ، نقش، طرح و نوشته هاي ديوارها را همه و همه مردان تصميم، انتخاب و اجرا مي كنند و هيچكدام طبق معيارها خواستها و نيازهاي زنان نيست .
يك اصل وجود دارد كه نگاه هميشه از جانب كسي است كه صاحب قدرت ا ست.
با توجه به اين اصل نيز زنان هميشه از طرف قدرتهاي مختلف ديده مي شوند و اگاهانه يا نا اگاهانه زير سلطه ي نگاه و مراقبت مردان و قدرتهاي موازي هستند.براي مثال مي توان نوشته هاي ديوارها را ياداوري كرد كه هميشه در خيابانها ديوارهاي ادارات و مدارس و غيره مشاهده مي كنيم.مانند: خواهرم سياهي چادر تو كوبنده تر از سرخي خون من است، زن در حجاب مرواريد يسيت در صدف،خواهر به تو از فاطمه اين گونه خطاب است ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است و......در همه ي اين موارد گوينده و تصميم گيرنده مرد است در حالي كه مخاطب و شنونده زن.
(در مناسبات جامعه مردسالار ، زن درگير اين مناسبات حتي در خياباني خالي از ادم هم خود را هميشه نگريسته فرض مي كند.اين نگريسته شدن كم كم جز ذات شخصيت او مي شود او ابزاري مي شود كه مناسبات مردسالار جامعه را بازتوليد مي كند . او خود پليسي مي شود كه رفتار خود را هميشه مي پايد...در توصيف و تشريح مناسبات قدرت در دوران مدرن به فوكو برخورد مي كنيم ميشل فوكو متفكر و فيلسوف فرانسوي قرن 20 كه در سال 1975 كتابي را منتشر نمود با نام( مراقبت و تنبيه) .كه مثالي با عنوان (زندان همه بين ) را مطرح مي كند كه در سده گذشته توسط جرمي بنتام ارائه شده بود كه ساختماني به شكل دايره ترسيم شده بود كه در وسط ان حياطي بزرگ قرار داشت در وسط حياط برجي گرد طراحي شده بود كه دور تا دور ان پنجره هاي پهن داشت تا سراسر ساختمان را روئيت پذير سازد.پيرامون حياط سلولهايي بنا شده بود كه از داخل برج ديده باني به خوبي قابل نظارت و مشاهده بود.اما از داخل قابل روئيت نبود. .هر زنداني در سلولي جاي مي گرفت كه از روبه رو براي نگهبانان قابل روئيت بود همواره در معرض ديد بود اما خود هيچ چيز نمي ديد.زنداني اين زندان خود مي داند كه همواره تحت نظر است مي داند كه اگر در هر زمان روز دست از پا خطا كند نگهبان او را مي بيند او كم كم اين انقياد بيروني را دروني مي كند. او در واقع تبديل به نگهبان خود مي شود در چنين دستگاهي زنداني كسي نيست كه در مقابل قدرت قرار داشته باشد، بلكه خود مناسبات قدرت را بازتوليد مي كند او هم زمان به كسي كه قدرت را اعمال مي كند و كسي كه قدرت را مي پذيرد تبديل مي شود او همزمان به فاعل قدرت و مفعول قدرت دگرديسي مي يابد.قدرت تنها چيزي نيست كه به صورت واضح و به وسيله قوه قضايه و دولت و حكومت و با انجام روشهاي خشونت اميز اعمال شود، بلكه قدرت چيزي است نا مرئي كه در مويرگهاي جامعه از طريق مراقبت و انضباط دائمي جاري مي شود . اگر اين بحث را ادامه دهيم و براي مسئله ي زنان پياده كنيم به حرف سيمون دوبوار خواهيم رسيد كه گفته بود(( زنان زن به دنيا نمي ايند انها زن مي شوند)) في الوقوع كسي كه زن مي شود كسي است كه اين اگاهي را به دست مي اورد كه او موجودي است كه هميشه ديده مي شود و تحت مراقبت است.(چگونه زنان در جوامع مردسالار مسخ مي شوند/ ارش اباذري / فصل زنان شماره 4 /نشر مطالعات زنان ص 193و 194) )

ديوارها و فضاي شهر در سنندج :
همان طور كه قبلا اشاره شد متاسفانه درسنندج و ديگر استانها نيز اثر ديواري كه قابل بحث و بررسي باشد نداريم اين فقر بصري در حاليست كه از بهترين هنرمندان ايران در بين ما زندگي مي كنند.
در كل ، ديوارهاي سنندج بيشتر داراي نوشته اند تا نقاشي . و چند نقاشي ديواري هم كه وجود داشته باشند، غير حرفه اي ، تك هدفي و موضوعيند مانند موضوع بزرگداشت شهيدان و در دو سه مورد نقاشي از مناظر سويسي !
بقيه ديوارها داراي شعارهاي خاصي مربوط به سازمان هاي عقيدتي سياسي، استانداري و شهرداري هستند.سواي اين نوشته هاي رسمي و قانوني ،همانطور كه شاهديم ديوارهاي شهر پوشيده از نوشته هاي شعاري و شخصي و اگهي هاي تبليغاتي اژانس ها كالاها و معرفي نمايندگان مجلسهاي مختلف است. كه اين اتفاق ناشي از اين مسئله است كه هر يك از رسانه ها وظيفه ي خود را ايفا نمي كنند تبليغ و اگهي ،نوشتن ، ابراز عقيده كردن و معرفي كانديدهاي مجالس همه از وظايف روزنامه ها و ديگر رسانه هاست و در كنار اينها اموزش فرهنگي استفاده و مراجعه به رسانه ها ضروريست.

سخن آخر و راه حل ها:
در همه جاي دنيا شهرداري ها اصليترين و عمده ترين سفارش دهنده هاي نقاشي ديواري هستند . در كشور ما نيز اين امر به عهده ي سازمان زيبا سازي شهرداري گذاشته شده است سازماني كه بايد در اين ميان به صورت منشوري عمل كند و حال انكه تا كنون اين طور نبوده. با اين درك شرايط و وصف ها ضرورت نوعي بازبيني را ابتدا در سازمان زيبا سازي شهرداري و شورا ي مربوط به زيباسازي ديوارها و نقاشي ديواري ايجاب مي كند و بعد بازبيني در خود مفهوم نقاشي و ديگر هنرهاي مربوط كه به عنوان يك رسانه ي شهري ان هم در جامعه اي كه يكي از غني ترين و با شكوهترين فرهنگهاي بصري را داشته. اين سخن البته بدان معنا نيست كه بياييم و با تكرار مستقيم ان چيزي كه در گذشته وجود داشته است اينده را بسازيم ( هرچند بهترين اثار هنري به قول هيوم از ازمون زمان پيروزمندانه مي گذرند چون سرشت انساني كه در فرهنگهاي گوناگون و ادوارها تاريخي متفاوت ،يكسان است انها را لذتبخش مييابد –دانشنامه زيبا شناسي/ نشر فرهنگستان هنر/ ص 152) يا از ضرورتها و ظرفيتهاي زيباشناسي امروز جامعه مان چشم پوشي كنيم نقاشي ديواري يكي از شاخه هاي پويا ي هنري است كه با حضور با واسطه در متن زندگي مردم در شكل بخشيدن به قواي بصري و درك دريافت حسي و منطقي انها از هنر و زيبايي سهم غير قابل انكاري دارد.نقاشي ديواري و ديوارها همچنين نشاندهنده ي معرفت عمومي يك جامعه از هنر و فرهنگ ان جامعه است و نمي توان به سادگي از ان گذشت.براي همين منظور بايد از همين جا چاره اي جدي انديشيد كه نخستين مرحله ان حذف فعاليتهاي موازي تحت هر نوع و به هر بهانه اي است كه اين امر لازم اين است كه سازمان زيبا سازي از شهرداري مستقل شده و شورايي تصميم گيرنده ي متخصص شامل مهندس، معمار، نقاش متخصص در نقاشي ديواري، جامعه شناس و روانشناس تشكيل شود و همچنين در هر دوره ي تقسيم واختصاص بودجه ،بودجه اي ويژه به زيباسازي و ديوارهاي شهر اختصاص داده شود.
سواي اين موارد كه به دولت و مباحث اقتصادي مربوط است ، قسمتي ديگر از مشكلات به مسائل فرهنگي اجتماعي و سياسي مربوط است . كه خود شهروندان هر شهر خواستار اين مسائل باشند و نياز به وجود زيبايي را بر ديوارهايشان حس كنند و در رفع اين نياز تلاش كنند.
اما تا زماني كه قدرتهاي مختلف از هر نوع و هر جنس بر مردم سلطه داشته باشند ديوارها تغيير چنداني نخواهند كرد و مردم هر شهر اگاهانه يا نا اگاهانه بازتوليد كننده گان همان قدرت ها خواهند بود!


- هلن گاردنر / هنر در گذر زمان/ محمد تقي فرامرزي /نشر اگه و نگاه/تهران سال 74
- بريس گات-دومونيك مك ايور لويس/دانشنامه زيبايي شناسي /گروه مترجمان/انتشارات فرهنگستان هنر/تهران سال 84
- كيان تاجبخش/آرمان شهر/افشين خاكباز/نشر ني /تهران سال 86
- ارش اباذري/چگونه زنان در جوامع مرد سالار مسخ مي شوند/گاهنامه ي فصل زنان-مجموعه آرا و ديدگاهاي فمنيستي/به كوشش نوشين احمدي خراساني/نشر مطالعات زنان و روشنگران/تهران سال 83


Cod:A0




peacefulplanet1
peacefulplanet1
Latest page update: made by peacefulplanet1 , Feb 20 2008, 8:00 AM EST (about this update About This Update peacefulplanet1 Edited by peacefulplanet1

1 word added
1 word deleted

view changes

- complete history)
More Info: links to this page
There are no threads for this page.  Be the first to start a new thread.