زنان مسلمان در بین آزادی خواه ها و ناجیهایشان گرفتارندThis is a featured page



زنان مسلمان در بین آزادیخواهان و ناجیهایشان گرفتارند
زنان مسلمان در بین آزادی خواه ها و ناجیهایشان گرفتارند

دوشنبه 12 اوت 2007
نوشته مونا


ترجمه: سیاره صلح


"هاله نوری" عکاس و نویسنده ایرانی است که از نزاع میان مبارزان"گفتگوی تمدنها" بیزار شده است. مبارزه ای که در طرف قرمز رینگ، رسانه های غربی و طرف آبی آن، ما جمهوری اسلامی را می بینیم و در وسط رینگ که زیر تمثال سیاه زنان مسلمان "چادر" پوشیده شده، هاله نوری و دیگر زنان مسلمان ایستاده اند.


او می گوید:"یکی می خواهد روحم را محافظت کند و دیگری می خواهد آن را رهایی بخشد." به همین خاطر شما من را در روی کتابها و مجلات در تاریکی مطلقم می بینید، من بدل خود را عرضه می کنم. من یک ایده را عرض می کنم و در حصار چادر سیاهم دو باور شدیداً سیاه را عرضه می کنم که یک جریان زشت را پیش می برند."


روزی که من اجرای سخنرانی انوری را در شهر نیویورک دیدم، او نسخه ای از مجلات هفتگی اقتصادی را به عنوان شاهدی بر سخنانش در دست داشت. ظاهراً حتی رسانه های مشهور نیز نتوانستند مقاومت ورزند و داستانی درباره ایران با یک زن در یک چادر سیاه را به تصویر نکشند.


اما این قضیه را بدتر کرد.


شما می پرسید:"کدامیک بدتر بود، محافظت از روحتان یا تلاش برای رهایی روحتان؟
"
یکی از حضاز زن آمریکایی پرسید:" آیا او جدای از دیگر زنان ایرانی می بایست چادر به سر کند؟" چقدر سخت است بتوان چنین تواضع کشنده ای را در حسرت دیرینه آزادی و رهایی زن مسلمان خواباند- این دستور غذایی است که چاشنی قدیمی حماقت را دارد.


ممکن است بعضی مرا به خاطر پاره کردن این تحقیق در مورد راههای کمک بیرحم بدانند، اما 9 سال پوشیدن روسری آدم را اینگونه می سازد. سالهای من در حجاب درسهای بزرگی در سنجش ناجی ها و لیبرالها به من داد. باید منصف بود؛ آزادی خواهها همیشه غربی نیستند، بعضی وقتها آنها مسلمانان مصری هستند که تمایلی به حجاب ندارند.


به عنوان یک مسئله مهم روسری مهارت من را در بازشناسی صداقت از حمایت افزایش داد و کسی نبود که بگوید:"چه آهسته حرف بزنی، چه داد بزنی، او کر است." تا خون را به جوش بیاورد و من را وادار سازد که نعره بزنم:" من ممکن است روسری به سر کنم، اما من احمق نیستم."
حتی دوستان گاهاً سئوالات احمقانه ای می پرسند، مثلاً ابراز شگفتی می کنند که چگونه ممکن است من بتوانم Mtv تماشا کنم یا فیلم"دیوید لینچ" را ببینیم.


و من به آنها می گویم:" من قرآن را طراحی نکرده ام."


زمانی که تصمیم گرفتم بعد از سالها جدال حجابم را بردارم؛ بزرگترین مشکل را با خود داشتم." کاش آن را نگه می داشتم تا می توانستم به غیر مسلمانان غربی و هر کس دیگری نشان دهم که می توان باهوش یا احمق بود و حجاب هم پوشید."


اما فاصله من درونی و من بیرونی – که خودم احساس می کردم - بسیار زیاد شده بود و وقت آشتی دادن درون با بیرون رسیده بود، بدون آنکه نیاز باشد، هیچ چیزی را به هیچ کسی ثابت کنم، مهم این بود که برای خودم درست بود. و سرانجام زمانی که جرأت کافی پیدا کردم که با گناهم کنار بیایم، این به ذهنم آمد:" چطور می توانی گفته حضرت محمد را زیرپا بگذاری که می گفت:"زنانی که موهایشان را نمی پوشانند در جهنم آویزان خواهند بود!" روسرات را کنار بگذاری؟ این مسئله ای بود که ناجی ها و لیبرالها هنوز به آن مشغول بودند.


یکی از دوستان مسلمان گله کرد که تصویر لرزانی از اسلام را به غیر مسلمانان ارائه کرده ام، باز هم پاسخ" من قرآن را طراحی نکرده ام" آماده بود. آزادی خواهها مجابم می کردند که بدون روسری خیلی بهتر به نظر می رسم. در واقع من عمداً به آرایشگاههای بد می رفتم تا کسی فکر نکند که من حجابم را کنار گذاشته ام تا زیبا به نظر برسم، یا هر چیز سبک دیگری.


-ناچی ها و آزادی خواهها واقعاً مراقب روح من نبودند: این دقیقاً همان چیزی بود که انوری می گفت، آنها من را نمی دیدند. آغاز و انجام گفتگوی آنها در مورد این بود که یک زن مسلمان چگونه به نظر می آید. آنچه او (زن مسلمان) می اندیشد، احساس می کند یا می خواهد، کاملاً نامربوط است. از دید بسیاری از مسلمانان، اگر موی من پوشیده نباشد، من به اندازه کافی مسلمان نیستم و از دید بسیاری از غیرمسلمانان اگر موی من باز باشد پس نمونه نادری از یک زن مسلمان آزاد اندیش هستم.


زمانی که نخستین بار به میل گمراه حمایت از زنان مسلمان بعد از حملات 11 سپتامبر برخوردم، به وحشت افتادم، از طرف دیگر؛ راه خیرخواهی به حماقت محض زیاد طولانی نیست
.
همچنانکه اخبار در مورد آزار مسلمانان یا آنان که مسلمان به نظر می رسیدند می گفت؛ من مطالعه " روزهای پوشش حجاب" را شروع کردم که در آن انجمن هایی در شهرهای مختلف آمریکای شمالی به اعضای خود روسری هایی اعانه می دادند تا به عنوان همبستگی با زنان مسلمان برسر کنند. در حالیکه خطرات برای زنان مسلمان که روسری داشتند، جدی بود. من با خانواده ای در "سایتل" مصاحبه کردم که در مورد زنی مسلمان که با ماشین قصد جانش را کرده بودند، برایم گفتند.


وقتی فتواهایی را که به زنان مسلمان ساکن در غرب اجازه می داد برای حفظ جانشان روسری را بردارند، شنیدم، بیشتر شیفته شدم. از آن پس به روسری بعنوان یک واجب دینی برای زن مسلمان، باور نداشتم.


لعنت بر "انجمن روزهای حجاب" با همه سادگی یا پیچیدگی که در پس پرده داشت. چرا باید بعضی از ما مسلمین را که حجاب را چون یک واجب دینی باور نداشتیم مورد آزار قرار می دادند؟ آیا آنها هرگز درباره اصرار حجاب(مو و بدن) زن در جهان اسلام چیزی شنیده بودند
؟
-با پیروزی اخیر یک حزب سیاسی در انتخابات ترکیه که ریشه در سیاستهای اسلامی دارد، بحث روسری یک بار دیگر در صدر خبرهای آن کشور قرار گرفت.


زنان مسلمان در ایالات متحده آزادی بیشتری برای پوشیدن روسری داشتند تا در ترکیه. چرا که در این کشور روسری در ساختمانهای دولتی و مدارس عمومی ممنوع شده بود. برای مثال، زنان ترکیه ای که می خواستند در دانشگاه روسری و مانتو بپوشند بایستی قبل از وارد شدن از در کالج آنرا درمی آوردند.


عکس قضیه؛ اجازه دهید از عربستان صعودی دیداری کنیم که آنجا 15 دختر دانش آموز در آتش سوزی مدرسه در سال 2004 سوختند، چراکه به خاطر نداشتن روسری و مانتو(یونیفرم زنان و دختران در آن کشور) پلیس اجازه خروج به آنها را نداد.


کاش ما می توانستیم "روزهای برداشتن حجاب و عبا" را نمایش دهیم.


در این میان تنها مسلمانان استثنا نیستند. زنان یهودی ارتدکس هم باید عبا بپوشند و موهایشان را با کلاه های مخصوص بپوشانند و بعد از ازدواج بایستی لباسهای متین و پوشیده بر تن کنند. راهبه ها نیز موهایشان را می پوشانند و تا این اواخر زنانی که در کلیسا شرکت می کردند، مجبور بودند کلاه بر سر بگذارند.


هر جامعه ای مجبور با چنین موضوعاتی دست به گریبان است. بنابراین توصیه من به "خیرخواه، اما احمق ها" این است: اگر شما می خواهید حمایتتان را نشان دهید، علیه پیشینه آنها بجنگید.


"روزهای پوشش حجاب" به همان اندازه احمقانه است که بگوییم "روزهای پوشیدن ریش" برای نشان دادن همبستگی مردان مسلمان رش دار.


چقدر مضخرف است که گروهی می خواهند با پوشیدن ما، ما را حمایت کنند و دیگران میخواهند با برهنه کردنمان ما را حمایت کنند!


چطور است ما را تنها بگذارید که خود تصمصم بگیریم. حمایت واقعی این است.







peacefulplanet1
peacefulplanet1
Latest page update: made by peacefulplanet1 , May 20 2008, 8:26 AM EDT (about this update About This Update peacefulplanet1 Edited by peacefulplanet1

1 word added
1 word deleted

view changes

- complete history)
More Info: links to this page
There are no threads for this page.  Be the first to start a new thread.

Related Content

  (what's this?Related ContentThanks to keyword tags, links to related pages and threads are added to the bottom of your pages. Up to 15 links are shown, determined by matching tags and by how recently the content was updated; keeping the most current at the top. Share your feedback on Wetpaint Central.)